تطبيق قواعد در نثر فارسي1
بررسي نحوي:
هر آينه: قيد مختص است که در ترجمه متون عربي به زبان فارسي به کار رفته است و معادل « قد » عربي در مفهوم تاکيد است.
تلخي: نهاد جمله است . صفت « تلخ » با تکواژ « ي» به اسم تبديل شده است و از درجه ي وابسته به هسته تبديل شده است.
اندک : وابسته « تلخي »
که شيريني ... دهد: جمله ي وابسته يا پيرو براي نهاد است .
شيريني: مفعول براي فعل « ثمر دادن »
بسيار : وابسته ي پسين براي شيريني.
ثمرت دهد: فعل مرکب است، « ثمره » جزء نخست فعل و « دهد » همکرد فعل مرکب است .
بهتر: مسند براي نهاد تلخي.
که: در معناي « از» به کار رفته است، يعني « بهتر از شيريني اندک است ».
شيريني اندک: متمم مسند وابسته ي « بهتر » است و نيز نهاد است براي فعل « زايد».
که ازو...: وابسته است براي وابسته ي هسته.« او» متمم. « تلخي بسيار » مفعول فعل زايد است.
آورده اند که در کوهي بلند درختي بود بزرگ، شاخ هاي آهخته از او جسته و برگ بسيار گرد او درآمده.
بررسي صرفي:
آورده اند: فعل ماضي نقلي، سوم شخص جمع، ساده، گذرا، معلوم، وجه خبري.
که: حرف ربط وابستگي، ساده
در: حرف اضافه ، ساده
کوهي: اسم، مفرد، جامد، نکره، عام، ذات، ساده
بود: فعل ماضي ساده، سوم شخص مفرد، ناگذر، معلوم، وجه خبري
بزرگ: صفت بياني ساده، جامد، پسين
شاخ ها: اسم، جمع، ساده، جامد، عام، ذات، معرفه
آهخته: صفت مفعولي مشتق، پسين
از : حرف اضافه، ساده
او: ضمير منفصل، سوم شخص مفرد
جسته: فعل ماضي بعيد ( فعل « بود » حذف شده است )، سوم شخص مفرد، ناگذر، معلوم، وجه خبري
و: حرف ربط هم پايگي، ساده
برگ: اسم، مفرد، ساده، جامد، عام، معرفه، ذات
بسيار: صفت بياني ساده، پسين
گرد: اسم مفرد، جامد، ساده، معرفه
درآمده: فعل ماضي بعيد ( فعل « بود » حذف شده است )، سوم شخص مفرد، پيشوندي، ناگذر، معلوم، وجه خبري
بررسي نحوي:
آورده اند: فعل و نهاد آن « اند»
کوهي: متمم قيدي
بلند: وابسته ي پسين وصفي اسم
درختي : نهاد
بود: فعل
بزرگ: وابسته ي پسين وصفي « درخت »
شاخ ها: نهاد
آهخته: وابسته ي پسين وصفي
او: متمم
جسته : فعل
برگ: معطوف به نهاد « آهخته »
بسيار: وابسته ي پسين « برگ »
گرد: قيد
او: وابسته ي اضافي
درآمده : فعل
از زمانه وفا طمع داشتن و به کرم عهد فلک اميدوار بودن هوسي است که هيچ خردمند خاطر بدان مشغول نگرداند( کليله و دمنه )
بررسي صرفي:
از: حرف اضافه، ساده
زمانه: اسم، مفرد، مشتق، عام، ساده، معرفه
وفا: اسم مفرد، جامد، عام، ساده، معرفه
طمع داشتن: اسم ( مصدر)، مفرد، عام، مرکب، معرفه
و: حرف ربط هم پايگي، ساده
به: حرف اضافه، ساده
کرم: اسم، مفرد، ساده، معرفه، عام
عهد: اسم ، مفرد، ساده، معرفه، عام
فلک: اسم، مفرد، ساده، ذات، معرفه، عام
اميدوار بودن: اسم، مفرد، مرکب، معرفه، عام
است: فعل مضارع، سوم شخص مفرد، معلوم، گذرا به مسند، وجه خبري
که: حرف ربط وابستگي، ساده
هيچ: صفت مبهم، پيشين، ساده
خردمند: صفت جانشين اسم، مفرد، مشتق، نکره، عام
خاطر: اسم، مفرد، ساده، عام، معرفه
بدان: ضمير اشاره، ساده
مشغول نگرداند: فعل مضارع اخباري( « مي » حذف شده است ) ، سوم شخص مفرد، گذرا به متمم، معلوم، وجه خبري
بررسي نحوي:
زمانه: متمم اسم ( طمع داشتن)
وفا: مفعول مصدر يا وابسته ي اضافي براي طمع.
طمع داشتن: نهاد
کرم: متمم اسم( اميدوار بودن )
عهد: وابسته ي اضافي
فلک: وابسته ي پسين اضافي براي « عهد »
اميدوار بودن: معطوف به نهاد
هوسي: مسند
است: فعل
که...: جمله ي وابسته ي پسين براي « خردمند»
خردمند: نهاد
خاطر: مفعول
بدان: متمم
مشغول نگرداند: فعل
هر آينه: قيد مختص است که در ترجمه متون عربي به زبان فارسي به کار رفته است و معادل « قد » عربي در مفهوم تاکيد است.
تلخي: نهاد جمله است . صفت « تلخ » با تکواژ « ي» به اسم تبديل شده است و از درجه ي وابسته به هسته تبديل شده است.
اندک : وابسته « تلخي »
که شيريني ... دهد: جمله ي وابسته يا پيرو براي نهاد است .
شيريني: مفعول براي فعل « ثمر دادن »
بسيار : وابسته ي پسين براي شيريني.
ثمرت دهد: فعل مرکب است، « ثمره » جزء نخست فعل و « دهد » همکرد فعل مرکب است .
بهتر: مسند براي نهاد تلخي.
که: در معناي « از» به کار رفته است، يعني « بهتر از شيريني اندک است ».
شيريني اندک: متمم مسند وابسته ي « بهتر » است و نيز نهاد است براي فعل « زايد».
که ازو...: وابسته است براي وابسته ي هسته.« او» متمم. « تلخي بسيار » مفعول فعل زايد است.
آورده اند که در کوهي بلند درختي بود بزرگ، شاخ هاي آهخته از او جسته و برگ بسيار گرد او درآمده.
بررسي صرفي:
آورده اند: فعل ماضي نقلي، سوم شخص جمع، ساده، گذرا، معلوم، وجه خبري.
که: حرف ربط وابستگي، ساده
در: حرف اضافه ، ساده
کوهي: اسم، مفرد، جامد، نکره، عام، ذات، ساده
بود: فعل ماضي ساده، سوم شخص مفرد، ناگذر، معلوم، وجه خبري
بزرگ: صفت بياني ساده، جامد، پسين
شاخ ها: اسم، جمع، ساده، جامد، عام، ذات، معرفه
آهخته: صفت مفعولي مشتق، پسين
از : حرف اضافه، ساده
او: ضمير منفصل، سوم شخص مفرد
جسته: فعل ماضي بعيد ( فعل « بود » حذف شده است )، سوم شخص مفرد، ناگذر، معلوم، وجه خبري
و: حرف ربط هم پايگي، ساده
برگ: اسم، مفرد، ساده، جامد، عام، معرفه، ذات
بسيار: صفت بياني ساده، پسين
گرد: اسم مفرد، جامد، ساده، معرفه
درآمده: فعل ماضي بعيد ( فعل « بود » حذف شده است )، سوم شخص مفرد، پيشوندي، ناگذر، معلوم، وجه خبري
بررسي نحوي:
آورده اند: فعل و نهاد آن « اند»
کوهي: متمم قيدي
بلند: وابسته ي پسين وصفي اسم
درختي : نهاد
بود: فعل
بزرگ: وابسته ي پسين وصفي « درخت »
شاخ ها: نهاد
آهخته: وابسته ي پسين وصفي
او: متمم
جسته : فعل
برگ: معطوف به نهاد « آهخته »
بسيار: وابسته ي پسين « برگ »
گرد: قيد
او: وابسته ي اضافي
درآمده : فعل
از زمانه وفا طمع داشتن و به کرم عهد فلک اميدوار بودن هوسي است که هيچ خردمند خاطر بدان مشغول نگرداند( کليله و دمنه )
بررسي صرفي:
از: حرف اضافه، ساده
زمانه: اسم، مفرد، مشتق، عام، ساده، معرفه
وفا: اسم مفرد، جامد، عام، ساده، معرفه
طمع داشتن: اسم ( مصدر)، مفرد، عام، مرکب، معرفه
و: حرف ربط هم پايگي، ساده
به: حرف اضافه، ساده
کرم: اسم، مفرد، ساده، معرفه، عام
عهد: اسم ، مفرد، ساده، معرفه، عام
فلک: اسم، مفرد، ساده، ذات، معرفه، عام
اميدوار بودن: اسم، مفرد، مرکب، معرفه، عام
است: فعل مضارع، سوم شخص مفرد، معلوم، گذرا به مسند، وجه خبري
که: حرف ربط وابستگي، ساده
هيچ: صفت مبهم، پيشين، ساده
خردمند: صفت جانشين اسم، مفرد، مشتق، نکره، عام
خاطر: اسم، مفرد، ساده، عام، معرفه
بدان: ضمير اشاره، ساده
مشغول نگرداند: فعل مضارع اخباري( « مي » حذف شده است ) ، سوم شخص مفرد، گذرا به متمم، معلوم، وجه خبري
بررسي نحوي:
زمانه: متمم اسم ( طمع داشتن)
وفا: مفعول مصدر يا وابسته ي اضافي براي طمع.
طمع داشتن: نهاد
کرم: متمم اسم( اميدوار بودن )
عهد: وابسته ي اضافي
فلک: وابسته ي پسين اضافي براي « عهد »
اميدوار بودن: معطوف به نهاد
هوسي: مسند
است: فعل
که...: جمله ي وابسته ي پسين براي « خردمند»
خردمند: نهاد
خاطر: مفعول
بدان: متمم
مشغول نگرداند: فعل
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 0:0 توسط مدیر کانون
|
در آمد مجتمع فرهنگی آموزشی قلم چی و ساختمان کانون با رعایت اولویت ها فقط به مصارف زیر می رسد: